ColumView


TopBridge 
   

Islam (Shi'a) Lies in the history...

1400 years, Iran
Select click, browse Categories above contains essential reading. Submenu are opened for your convenience

If you encountered any broken link(s) or errors messages, please please to to contact and e-mail us with the link address or error message. This is not site e-mail please use for error messages only! Some Files requires Adobe Acrobat Reader, to download click Powered by: Direcconnect

دروغ های اسلام و شيعه



«شهربانووداستانش!».

اخیراً اخوندی به نام مرتضی خادمی،طیّ مصاحبه ای با صدا وسیمای رژیم جمهوری اسلامی، به تکرار آنچه که غُلات (غلو کنندگان) شیعی درباره ی بانویی به نام «شهربانو» همسر خیالی حسین بن علی، بافته ان اند، پرداخت .

چند سال پیش در همین زمینه مطلبی درهفتگی نامه ی کیهان لندن (شمارۀ ۱۲۶۶یکم تا هفتم مردادماه ۱۳۸۸، رویه ی هفتم)، زیرعنوان جاذبه های طبیعی ایران آمده بود که :«کوه بی بی شهربانو، در منطقۀ امین آباد شهرری قراردارد ومدفن بی بی شهربانو همسر حضرت امام حسین در دامنه ی این کوه واقع است واززیارتگاه ها به شمار می رود».

بسیار تأسّف خوردم که چرا کیهان لندن نقش آخوندها را دررواج افسانه وترویج دروغ، بازی می کند! تأمل نکردم بلافاصله طیّ نامه ای که بیانگر افسانه بودن داستان شهربانوبود، از سر دبیر آن نشریّه خواستم به منظور روشنگری در چاپ وانتشار آن اقدام کند، که متأسفانه از نظرسردبیر آن هفتگی نامه شأن انتشارنیافت، تا این گونه افسانه های ساختگی همچنان در جامعۀ ما ماندگارباشد!!

سالهای درازی بود که به خاطر جوّ آلوده به تعصّبات مذهبی در جامعۀ ما ونفوذ آخوندها، دانشوران آگاه به افسانه بودن شهربانو،از بیم جان به گفته ی شاعر آزاده ی میهن ما ناصرخسرو، چندان چخیدن (دم زدن) نمی توانستند، اما با رویداد انقلاب اسلامی ومسایل و مشکلاتی که حکومت مذهبی از برای مردم ما فراهم آورده است، برخی به ریشه یابی این مسایل و مشکلات پرداخته کم وبیش در ردّ این افسانه نیز کتابها ورساله ها منتشرکرده اند، که هرچه بیشتردرردّ وپیرایش داستانهای ساختگی تاریخی و مذهبی از سوی پژوهشگران پرداخته شود، خدمت شایسته ایست به تاریخ وفرهنگ میهن ما و وارهانیدن مردم ما ازچنبره ی خرافات وعوامل بازدارنده باز هرگونه شکوفایی و پیشرفت.

درمورد پوچی وساختگی بودن داستان شهربانو به چند مُستند تاریخی که مورد پذیرش تاریخ نگاران شیعی وسُنّی ودیگرتاریخ نگاران خارجی است اشاره می کنیم: - حسین بن علی در تاریخ چهارم هجری قمری(۶۲۵م) تولد یافت.
- تیسفون پایتخت ساسانیان در سال ۱۶ هجری قمری(۶۳۷م) سقوط کرد.
- علی ابن حسین (شُهره به زین العابدین و فرزند شهربانو)، در سال ۳۸ هجری قمری (۶۵۹م) متولد گردید.

اینک کمی به عقب بر می گردیم و به چگونگی سقوط یک سلسلۀ ریشه دارایرانی به نام ساسانیان وپیروزی اعراب و هجوم آنان به خاک ایران که یکی از آثار آن ابداع داستان شهربانو است می پردازم .

پس از کشته شدن خسرو پرویز درسال ۶۲۸م ومرگ قباد دوم یا شیرویه، جانشین خسرو پرویز،از بیماری طاعون در۶۲۹م، به ترتیب اردشیرسوم که پسری ۷ساله بود، به شاهی رسید که پس از چند ماه، شهربراز یکی از سرداران ساسانی اورا خلع وبه همراه نایب السلطنه اش به قتل رساند وخود را شاه نامید، اما پس از۴۵ روزسلطنت، خسرو سوم نوه ِ هرمز چهارم از خراسان براو خروج کرد واورا کشت و بر جایش نشست، پس از اوهرمز چهارم معروف به جوانشیر پسر خسرو پرویز در سال ۶۲۹م و آزرمیدُخت، دختر خسرو پرویزدر سال۶۳۰م، به ترتیب به پادشاهی رسیدند، اما دیری نگذشت که آزرمیدُخت از سلطنت کناره گرفت. گشتاسب نوه ی هرمز چهارم در سال۶۳۱م وپوران دُخت، دیگردختر خسرو پرویز در سال ۶۳۱م، خسرو چهارم نوه ی یزدان شاه پسر انوشیروان درهمین سال (۶۳۱م )، فیروز دوم، برادر خسرو چهارم نیزدر ۶۳۱م، خسرو پنجم نوه ی انوشیروان ملقب به فرخ زاد در ۶۳۱م، وبالاخره پس از جانشینی کوتاه مدت چند تن، یزد گرد سوم، پسر شهریار ونوه ی خسرو پرویز، درحالیکه نوجوانی کم سن وسال بود و دراستخر پارس مخفیانه بسر می بُرد، با کمک رستم فرخ زاد سردارپُر نفوذ و معروف ساسانی، در سال ۶۳۴م به پادشاهی رسید. کرونولوژی تاریخ ایران نوشته ی دکتر بهاءالدین پازارگاد.

شور بختی ایرانیان این بود که از سال ۶۲۸ م زمان قتل خسرو پرویز تا سال ۶۳۴م زمان بر تخت نشستن یزد گرد سوم، دوازده تن طی پنج سال واندی در شرایطی بسیاز پُر تنش وبُحرانی به پادشاهی رسیدند وزمانی یزد گرد سوم به پادشاهی رسید که هم نو جوان بود وهم شیرازه ی حکومت ساسانیان از هم گسسته شده بود واز شاهزادگان وابسته کسی جز یزد گرد سوم نمانده بود که با کمک رستم فرخ زاد و با رایزنی با مؤبدان وبزرگان، اورا به شاهی بر گزیدند ورستم فرخ زاد، نیابت سلطنت را عهده دار گردید، که همین خود نشان می دهد که یزد گرد در سنینی بود که واجد احراز مقام سلطنت به گونه ای مستقل نبود.

در جنگ قادسیّه، با سقوط تیسفون پایتخت ساسانیان درسال ۱۶هجری قمری (۶۳۶م ) توسط اعراب، یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس ازنزدیک به سه سال پادشاهی پُراز دلهُره واضطراب، همراه چند هزار تن از درباریان ومؤبدان ودبیران ودیوانیان از زن ومرد وکودک وپیر وجوان، به درون فلات ایران گریخت وبه خاطر آشفتگی اوضاع و شرایط؛ در هیچ کجا نتوانست دربرایراعراب به مقابله برخیزد، تا آنکه درسال ۶۵۱م به بلخ رسید وازامپراتور چین و ترکان شمال درخواست کمک کرد و به ماهوی سوری، مرزبان مرو بد گمان شد ودرنزدیکی مرو به آسیابانی پناه بُرد، درآنجا بود که به دست آسیابان درسال۶۵۳م (۳۲هجری قمری) کشته شد، با چنین مُستنداتی نتیجه می گیریم که یزدگرد سوم در ۱۶ هجری قمری (۶۳۷م) سال سقوط تیسفون با احتساب ۳سال مدت پادشاهی، جوانی به سن ۱۵ الی ۱۸ ساله بود که درچنین سنِّی نمی توانسته دختری در خور ازدواج داشته باشد، وانگهی چگونه بوده است که در میان آنهمه همراهان یزد گرد از زن وکودک وپیر وجوان که از سوی بسیاری از تاریخنگاران به آن اشاره شده، تنها شهربانو دختر یزدگرد به اسارت به مدینه برده شده بودو در میان همراهان پدرش نبوده است!؟

گفتیم که (برپایه ی مُستندات تاریخی ودانش کرونولوژی) حسین بن علی در سال چهارم هجری قمری تولد یافت وبدین ترتیب در سال ۱۶ هجری قمری، یعنی سقوط تیسفون ۱۲ سال بیش نداشته است. با همه ی دردست داشتن این زمانها که جای کمترین تردید واحتجاج نبوده ونیست وعموم تاریخ نگاران عرب وایرانی وخارجی بر آن اتفاق نظر دارند، فرض می کنیم که یزد گرد سوم دختری به نام شهربانو داشته که پس از سقوط تیسفون، ضمن بسیاری از غنایم به دست آمده از غارت وچپاول تیسفون وکاخهای سلطنتی، همراه با گروه بی شماری از مردان وزنان جوان وکودکان، اسیرو به مدینه برده شد، وبه جای فروش دربازارهای مدینه وعُکاظ مکه وچند شهر وبندر مهم آن روزگاران، به خاطر مقام وموقعیّت ووجاهتی که دارا بوده است، به عقد ازدواج حسین بن علی که دراین سال ۱۲ بهار بیش از عمرش نگذشته بود، در آمده است، اگرچه هیچ سند تاریخی نشان نمی دهد که امام حسین در ۱۲سالگی ازدواج کرده باشد، اما از آنجا که تاریخ اجتماعی بسیاری از جوامع آن روزگاران به ویژه اعراب ومسلمانان حتا در همین زمان، نشان از ازدواج زود هنگام نو جوانان دارد، فرض می کنیم که امام حسین در ۱۲سالگی یعنی در سال ۱۶هجرت (زمان اسارت شهر بانو)، با وی ازدواج کرده است، بسیار خوب، با این فرض پرسش این خواهد بود که با توجّه به تاریخ ولادت علی بن حسین (زین العابدین) فرزند شهربانو درسال ۳۸ هجری قمری که عموم تاریخ نگاران شیعی برآن تأٔکید دارند،۲۲ سال فاصلۀ زمانی تاریخ ازدواج حسین بن علی با شهربانو تا زمان تولد فرزند شان را چگونه باید توجیه کرد!؟ آیا باور کردنی است که در این مدّت طولانی آنان دچار مشکلات جنسی بوده ویا شهربانو به مدت تقریباً۲۲ سال همچنان دست نخورده وباکره مانده بود وهمسرش حسین بن علی از وی دوری می جسته؟ حال آنکه امام حسین در همین مدّت از زنان دیگر صاحب فرزندان عدیده شده بوده است.

از سویی دیگر امام حسین که با تمامی اهل بیتش از بزرگ وکوچک وشیر خواره به سوی کوفه می رفته چگونه می توان براین باور بود که به همسرش اجازه دهد که او تک و تنها، به ایران بگریزد واونیزبی اعتنا به مهر مادری؛ فرزند بیمارش (زین العابدین) را ترک کندو همراه همسر و فرزندش نباشد و در حالی که اعراب مسلمان تا این زمان نیز نسبت به زن به ویژه همسران خود تعصّبی ویژه و بسیار سختگیرانه داشته ودارند، چگونه درآن روزگاران شهربانو توانسته بود همراه اردوی همسرش که به کوفه می رفت؛ نبوده باشد!؟

کسانی که هنوز چنین داستان ساختگی را باور دارند، یقیناً تاریخ نخوانده اند واعراب بادیه را به خوبی نمی شناسند، می گویند شهربانو به ایران می رفته تا سپاهی به جهت کمک به همسرش گرد آورد، که این گفته نیز افسانه ای بیش نیست، به چه امید و هدف به ایران می رفت و به پشت گرمی چه کسی یا کسانی؟ پدرش که سالها پیش به قتل رسیده بود و سراسر ایران در زمان یزید به اشغال اعراب و حاکمان منصوب از سوی اُمویان درآمده بود، و زیر سُلطۀ سنگین حُکام عرب درهرج و مرج و ملوک الطوایفی و قتل و خونریزی وانشعاب و تجزیه و طغیان و شورش بسر می بُرد، در چنین اوضاع و شرایطی که هنوز زخمی را که ایرانیان از اعراب در ژرفای قلب شان از ستمکاری ها و چپاول و کشتارو تجاوزات آنان داشتند و جنگ و گریزها و طغیان های پی درپی درجای جای ایران برعلیه حُکام عرب نیز مؤیّد التیام نیافتن این زخم ها است، چه جای امید بستن به ایرانیان بود!؟

دکتر عبدالحسین زرکوب، دراین باره می نویسد:«اما درهرحال نفرت وکینه ای که ایرانیان نسبت به عرب داشتند، آنان را در هر جریانی که رنگ شورش و عصیان بر ضدّ خلفا داشت وارد می کرد. نهضت استادسیس، درمیان سیل خون فرونشست اما مقارن همین ایام نیز مردم طالقان و دماوند شوریدند. خلیفه سرداری را به نام عمربن علاء برای سرکوبی شان گسیل کردو او شورشیان را سرکوب کرد. شهرهای آن هارا گشود. عدّۀ بسیاری از مردم دیلم دراین ماجرا به اسارت رفتند. قبل ازاین تاریخ و بعد ازآن نیز بارها مردم تبرستان دربرابر فجایع و مظالم تازیان قیام کردند. دراین نهضت ها نه فقط نژاد عرب مردود بود بلکه دین مسلمانی نیز مورد خشم و کینه بود...». دوقرن سکوت – رویه ۱۶۵

همو در جای دیگر کتابش نوشته است: «اما از همان بامداد اسلام، ایرانی نفرت و کینه ی شدید خودرا نسبت به دشمنان و باج ستانان خودآشکار نمود. نه فقط یک ایرانی [پیروز نهاوندی مشهور به ابو لوء لوء]، درسال۲۵ هجری عمربن خطاب خلیفۀ دوم را با خنجر از پا درآورد بلکه ازآن پس نیز هر فتنه و آشوبی که در عالم اسلام رُخ داد ایرانی ها درآن عامل عمده بودند. نفرت ازعرب و نا رضایی ازبدرفتاری و تعصّب نژادی بنی اُمیّه آنهارا وادارمی کرد که درنهضت ضدّ خلافت شرکت نمایند. چنانکه بیست هزار تن ازآنان که به نام حمراء دیلم در کوفه می زیستند درسال ۶۴ هجری دعوت مختار را که بر ضدّ بنی اُمیّه قیام نمود اجابت کردند. درقیام مختار، ایرانیان فرصت مناسبی جهت خروج بربنی امیّه و عربان یافتند. درآن زمان کوفه ازمراکز عمدۀ ایرانیان و پیروان علی که با بنی امیّه عداوت سخت داشتند محسوب می شد... عدّه ای از اسیران ایرانی نیزازبازمانده های«جُند شهنشاه» [لشکریان شاه] پس از شکست قادسیه دراین شهرباقی مانده بودند، اینان دیلمی هایی بودند که در سپاه ایران خدمت می کردند و بعد از جنگ قادسیه اسلام آورده بودند و در کوفه جای داشتند». رویه ۸۶و۸۷

ازآنجا که علی خلیفۀ چهارم نیز با بنی امیّه در دشمنی و اختلاف بود که مُنجر به جنگی معروف به "صفّین" بین علی و معاویه حاکم شامات شده بود، سبب گردید که ایرانیان جهت ضربه زدن به بنی امیّه "در کنارعلی و دیگر پیروان او قرار بگیرند، که تا این زمان این کشش و در کنار علی بودن جنبۀ سیاسی و انتقامجویی داشت، اما با گذشت یکی دونسل، علاوه برجنبۀ سیاسی؛ جنبۀ مذهبی و تعصّب نیزبه خود گرفت و سبب گردید که پیروان علی وفرزندان او، به خاطر شمار اندک خود، در جلب هرچه بیشتر ایرانیان بکوشند، اما به خاطر کینه و نفرتی که ایرانیان از اعراب در دل داشتند خود مانع بزرگی بر سر راه بود، ناگزیر با توجّه به رگ خواب ایرانیان به ساختن افسانه ها پرداختند که از جمله داستان همسری حسین با شهربانو است!

این قصّه پردازان نمی گویند که شهربانو چگونه توانسته بود دور از چشم عُمّال و خبر چینان یزید، از مکه سوار براسب تا مُلک ری بتازد وبر خلاف مکانیزم طبیعت، کوه امین آباد واقع درحومۀ شهرری برای در امان بودن شهربانو از تعاقب لشکریان یزید ودستگیری او (آنگونه که غُلات شیعی تعریف می کنند ونوشته اند)، به امر خدا دهان باز کند وشهر بانو را دردرون خود جای دهد که فقط بخش اندکی از چادرش از کوه بیرون می افتد!! آخر این چه کمک وعنایت الهی بود که در حق شهربانو روا شده بود تا او به سنگواره مُبدّل شود!!؟ آیا این معجزه نمی توانست در مورد سپاهیان یزید در امین آباد انجام وآنان به سنگواره تبدیل شوند!؟ چه بسا اگر شهربانواز سوی لشکریان یزید دستگیر می شد، امید به زنده ماندن ودیدار با تنها فرزندش (به گفته ی غالیان شیعی) بسیارمی بود، همانگونه که بانوان اردوگاه امام حسین پس از اسارت در بارگاه یزید از تعرّض در امان ماندند وبه امر الهی سنگواره نشدند، و اگر قرار بر عنایت و لطف خدانسبت به این بانوبود، چرا می بایست اووهمسر و فرزندش به آنهمه تنگناها وگرفتاریها دچار می شدند!؟ وانگهی اگر سخنان غُلات شیعی رابه پذیریم، آیا این بانو با آنهمه بی مهری که نسبت به فرزند بیمارش روا داشته است، آنهم فرزندی که به گفته ی شیعیان آنچنان مُقرّب درگاه خداوند بودکه پس از کشته شدن پدر به امامت رسید، می تواند بانویی قابل احترام وستایش باشد!؟ شگفتا که این افسانه سازان چون قافیه را تنگ می بینند وبرای یک انسان موهوم نمی توانند گوری در مدینه یا کربلا ویا شام ارائه دهند، وی را در درون کوه امین آباد جای می دهند «چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»، آنگاه امثال سردبیر هفتگی نامه کیهان لندن که مصادرۀ مؤسّسۀ کیهان وخود تبعیدی اش؛ ناشی ازرواج همین افسانه سازی ها وتعصّبات کورحاصل ازآن دربهمن ماه ۱۳۵۷ بود، به رواج چنین افسانه ای می پردازد واز درج نقد نیز خودداری می کند!!! « چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید – گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست!».

محمدبن جریر طبری (۲۲۴-۳۱۰ ه.ق)، در کتابش درباره ی کشته شدگان و کشته نشده گان رویداد کربلا می نویسد:
-- حسین کشته شد که مادرش فاطمه دختر پیمبر خدا صلی الله علیه وسلم بود. سنان بن انس نخعی اصبحی اورا کشت و سرش را خولی بن یزید بُرید.
-- عباس بن علی بن ابیطالب نیز کشته شد، مادرش ام البنین دختر خزام بن ربیعه بود، زیدبن رقاد جنبی باحکیم بن طفیل سنبسی اورا کشتند.
-- جعفربن علی بن ابیطالب نیز کشته شد که مادر وی نیز ام البنین بود.
-- عبدالله بن علی بن ابی طالب نیز کشته شد که مادر وی نیز ام البنین بود، عثمان بن ابی طالب نیز کشته شد، مادر وی نیز ام البنین بود، خولی بن یزید تیری بزد و اورا کشت.
-- محمد بن ابی طالب نیز کشته شد، مادرش کنیز بود و یکی از بنی ابان ابن دارم اورا کشت. -- ابوبکربن علی بن ابی طالب نیز کشته شد، مادرش لیلی دختر مسعود بن خالد دارمی بود، اما در کشته شدن وی تردید کرده اند.
-- علی بن حسین بن علی [علی اکبر] نیز کشته شد، مادرش لیلی دختر ابومره بن عروة بن مسعود ثقفی بود و مادر بزرگش میمونه دختر ابوسفیان بن حرب بود، قاتل وی منقذبن نعمان عبدی بود.
-- عبدالله بن حسین بن علی نیز کشته شد، مادرش ام رباب دختر امری القیس بن عدی کلبی بود، هانی بن ثبیت حضرمی اورا کشت.
-- علی بن حسین بن علی صغیر بود و کشته نشد. [امام چهارم شیعیان که به نام و هویّت مادرش اشاره نشده است!]
-- ابوبکربن حسن بن علی نیز کشته شد، مادرش کنیز بود، عبدالله بن عقبه غنوی اورا کشت.
-- عبدالله بن حسن بن علی نیز کشته شد، مادرش کنیز بود، حرملة بن کاهل تیری بزد و او را کشت.
-- قاسم بن حسن بن علی نیز کشته شد، مادرش کنیز بود، سعدبن عمرو بن نفیل ازدی اورا کشت.
-- عون بن عبدالله بن جعفر نیز کشته شد، مادرش جمانه دختر حبیب بن نجبۀ فزاری بود و عبدالله بن فطبة طایی نبهانی اورا کشت.
-- محمدبن عبدالله بن جعفر نیز کشته شد، مادرش خوصا دختر خصفة بن ثقیف بکری بود و عامربن نهشل تیمی اورا کشت.
-- جعفربن عقیل نیز کشته شد، مادرش ام البنین دختر شقربن هضاب بود و بشربن حوط همدانی اورا کشت.
-- عبدالرّحمان بن عقیل نیز کشته شد، مادرش کنیزبود، عثمان بن خالد جهنی اورا کشت.
-- عبدالله بن عقیل بن ابیطالب نیز کشته شد؛ مادرش کنیز بود و عمربن صبیح صیدانی تیری بزد و اورا بکشت.
-- مسلم بن عقیل نیز در کوفه کشته شد، مادرش کنیز بود.
-- عبدالله بن مسلم بن عقیل نیز کشته شد، مادرش رقیّه دختر علی بن ابی طالب بود و مادر بزرگش کنیز بود، عمرو بن صبیح صدایی و به قول دیگر اسید بن مالک حضرمی اورا کشت.
-- محمدبن ابی سعیدبن عقیل نیز کشته شد، مادرش کنیز بود، هبط بن یاسر جهنی اورا کشت.
-- حسن بن حسن بن علی صغیر بود، مادرش خوله دختر مسطور بن زبان فزاری بود.
-- عمروبن حسن بن علی نیز صغیر بود که کشته نشد، مادرش کنیزبود.
-- ازجمله غلامان، سلیمان غلام حسین کشته شد، سلیمان بن عوف حضرمی اورا کشت.منجح غلام حسین نیز کشته شد. عبدالله بن بقطر، همشیر حسین نیز کشته شد».تاریخ طبری .دفتر۷. رویه ۳۰۸۳و۳۰۸۴


گفتنی است اینکه ابوالقاسم پاینده نجف آبادی، مترجم این کتاب از زبان عربی به پارسی در ترجمۀ این بخش ازکتاب تاریخ طبری، نام کسانی را که دررویداد کربلا در کنار حسین بن علی بوده اند وکشته شده ویا کشته نشده بودند، با نام مادرشان، حتا گاه نام پدرمادران شان را نیزیاد می کند و برخی را که مادرشان کنیز بوده اند (زنان و دختران اسیرویا خریداری شده)، با واژه ی کنیزآورده است، اما می بینیم با آوردن نام علی بن حسین (زین العابدین)، کمترین اشاره ای به نام مادروی ویا کنیز بودن مادرش نمی کند!

چون نگارنده دسترسی به اصل کتاب که به زبان عربی نگاشته شده ندارد، این پرسش از برای وی مطرح است که آیا می توان براین باور بود که محمدبن جریر طبری (۲۲۴ – ۳۱۰) با آنهمه وسواس ودقتی جالب توجّه، که درارائۀ هویّت کشته شدگان و کشته نشدگان به کار برده است، از ذکر نام یا وجه مُشخّصۀ مادرزین العابدین فرو مانده باشد!؟ آنهم وقتی که دریابیم این کتاب در زمانی نگارش شد که اززمان رویداد کربلا بیش از دو سده و اندی گذشته وشیعیان به نام رافضی به شهرت و موقعیّت ویژه ای دست یافته بودند و علی بن حسین بن علی (زین العابدین) در مقام امام چهارم شیعیان دارای نام و آوازه بوده است، نه فردی گمنام و ناشناخته، آیا تعصّب مذهبی آقای پاینده به هنگام ترجمه موجب خودداری ازذکر نام مادرایشان شد، تا آنچه را که در باره ی «شهربانو» رشته اند وبه خورد شیعیان داده شده است، ازهم پنبه نشود وطاق آسمان بر زمین فرو نریزد!؟

درباره ی مادرعلی بن حسین بن ابی طالب، گفته های مغشوش فراوان است، برخی نام مادر وی را عزاله یا جیّده ویا تَبرّه یاد کرده اند وبه عقیدۀ برخی دیگر او یک «اُمّ ولد» یا کنیز از سجستان بود، که درین سر درگمی های حاصل از نام درست مادر علی بن حسین، شیعیان به خاطرمقاصدی که درسر داشتند، پای دخترخیالی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی را به میان کشیدند!

علی شریعتی، نیزکه یکی از ذوب شدگان در کوره ی تشیّع علوی است وظاهراً نزد ولایتمداران جمهوری اسلامی از شأن واعتبار ویژه ای برخوردار است وبه احترام او بزرگراهی را در تهران به نام او کرده اند، شور بودن آشی را که در باره ی شهربانو پخته اند درک کرده و دراین باره می نویسد: «افسانه ی ازدواج حسین بن علی با دختری به نام شهربانو، بسیار چندش آوراست، این افسانه غُت [نادانی، نفهمی] ذهنی ملایان را می رساند ونشان می دهد که این افراد تاآن اندازه در افسانه سازیهای مذهبی بی آزرم هستند که حتی دست کم رعایت شکل ظاهری داستانهای ساختگی خود را هم نمی کنند». کتاب تشیّع علوی، تشیّع صفوی

مدارک ودلایل در ردّ این داستان ساختگی بسیار است وما به خاطر رعایت حوصلۀ خوانندگان به همین مختصر اکتفا کرده ایم.
نگارش: ک – هومان. ۲۴ژوییه۲۰۱۷
برای خواندن برگ های پسين اينجا کليک کنيد

Time line:

History of Iran starts 2500 years before Christ .

1160 years later Muslims occupied land of nobles, for over 1400 Iranians fought to deport the occupiers.

33 years ago they re-occupied our homeland. The Renaissance is on its way..!


Persian Kings

Cyrus 559-530 BC -29 years
Cambyses 530 BC -522 8 years
Darius 521-486 BC -35years
Xerxes 486-465 BC -21 years

 
It is up to the people of Iran, to form powerful resistance preventing dictatorship We believe that as long as there are people living in Iran, it is our responsibility to resist the injustice.

بر اين باور هستيم تا زمانی که در ايران زندگی هست، مسئوليت ما است تا در مقابل نا برابری ها مقاومت کنيم
We pledge alliance, with those who voice against religious regimes, terror, and welcome secularism, separation of religion and the state, we seek freedom and peace!
Home | Questions... | Mission | Before Islam | After Islam | After 1979 | History | Food for thought...| Koranic Verses| Cultural Rejuvenation-shafa | Salman Parsi & Mohammad -by shafa | What we support | Contact us
| N | O | , | T | O | , | R | E | L | I | G | I | O | N |