ColumView


TopBridge 
   

History Truths...

1400 years, Iran
Select click, browse Categories above contains essential reading. Submenu are opened for your convenience

If you encountered any broken link(s) or errors messages, please please to to contact and e-mail us with the link address or error message. This is not site e-mail please use for error messages only! Some Files requires Adobe Acrobat Reader, to download click Powered by: Direcconnect

! اينها از زبان خدا و از کتاب او و از زبان محمد گفته شده است (سوره الرحمن)

 

آيه هائی که هرگز ترجمه آنها را بدرستی عنوان نکرده اند و فرا نگرفته ايم.

These are”Allah”’s verses from his book through Mohammd; the verses that never translated properly and understood

 بسياری از آيه های قرآن و احاديث، ناخواسته و يا نادانسته به رونوشت برداری از ديگر اديان مثلِ مسيحيت، يهوديت و زرتشت اعتراف ميکنند.

 سوره(2) بقره، آيه190: بکشيد در راهِ الله مخالفان را، ولی بدونِ شورش، که الله شورش را دوست ندارد.

 آيه بالا نشان ميدهد که مسلمانان به فرمانِ الله، نه تنها نامسلمانان و بخصوص ثروتمندان را ميکشند و اموالشان را غارت ميکنند، بلکه معبدها ، سنتها و انديشهء آنها را هم تصاحب ميکردند و بعد از آلوده سازیِ آنها به سمومِ دينِ تازيان، دوباره به همان مردم تحميل ميداشتند.

برای نمونه، مزگد (مسگد) که واژه ای است پارسی، به معنای خانهء ماه، به کلمه مسجد يعنی محلِ سجده و به خاک افتادن تبديل شد (در زبانِ  ناقصِ عربی، حرفِ گ وجود ندارد و ج تلفظ ميشود).

مزگد (خانه ماه) برای پارسيان، خانهء مهر و شادی محسوب ميشد و در آن، خداوندِ جهان که آفريدگارِ ماه نيز بود را خشنود ميکردند تا در بينِ مردم مهر گسترش دهد، ولی تازيان آنرا به مسجد که جايگاهِ خفتِ انسان و تقسيمِ اموالِ غارت شده و اسلحه خانهء تروريستهای امروزی است تبديل کردند.

شاهديم که حتی با وجودِ اينکه ستايش هر تصوير و يا هرعلامتی در کنارِ الله  شرک است و شاملِ عفو و رحمتِ الله نميشود  ( ان الله لايغفر من يشرک ... )، هنوز بر گنبدِ بسياری از مساجد، ماه جلوه ميکند ( که علامتِ مزگدِ پارسيان است) و حتی هلالِ احمر را همه کشورهای مسلمان در برابرِ صليبِ سرخ برگزيدند، در حاليکه تنها علامتی که ميتواند اسلام را معرفی کند، شمشيری است که بر روی بيرقِ عربستانِ سعودی نيز نمايان ميباشد.

در آغازِ تصرف و تبديلِ مزگد و يا مسگدِ پارسيان به مسجدِ تازيان ( که بر آن پايه، مسجدالحرام نيز ناميده شد)، مردم هنوز به سنتهای پر از محبتِ گذشته که در مزگدها رعايت ميشد، عمل ميکردند و همه آزاد بودند برای نيايش به مزگدها وارد شوند، بخصوص کسانيکه جانِ خود را در خطر ميديدند به مزگد ( مسگد) پناه ميبردند، چون کسی حقِ کشتارِ کسی را در مزگد نداشت، ولی بعدها الله تازيان، هم از ورودِ ديگران به مزگدهای به مسجد تبديل شده جلوگيری ميکند و هم کشتارِ ديگران را در مسجد الحرام آزاد ميکند:

سوره (9) توبه، آيه 28:  ای مومنان، مشرکها نجس هستند و نبايد از اين پس به مسجد الحرام وارد شوند و اگر شما به اين دليل از کاهشِ درآمدِ خود در هراس هستيد، الله از فضلِ خود، به شما عطا کرده تا بی نياز باشيد.

در اينجا ميتوان اشاره کرد که حجِ واجب و جنگ برای غنيمت گيری، همان فضلِ الله است.

 همچنين چون تا آنزمان، رسومِ پارسيان اجازه کشتار در مزگدها ( معبدهای عشق و محبت) را نميداد وتازيان نيز با اين رسوم عادت يافته بودند و در آغاز آنها نيز رعايتِ اين سنتِ اخلاقیِ پارسيان را ميکردند و در ماههای حرام و در مسجدالحرام خوش نداشتند که خونريزی کنند، بيصبریِ الله تازيان و محمد برای بپايان رسيدنِ ماههای حرام و کشتارِ نامسلمانان موجبِ صدورِ فرمان ( آيه) ميشود:

سوره(9) توبه، آيه 5: همينکه ماهِ حرام تمام شد، در کمينشان باشيد، بر آنها هجوم بياوريد و بکشيد مشرکان را با هر نيرنگی که ميتوانيد.... .

 پژوهشها نشان ميدهند وثابت ميکنند که حتی اگر اعراب و محمد به زبانهای ديگر آشنايی نداشته اند، ولی حداقل اندکی با زبان و فرهنگِ پارسی آشنايی داشتند ( بدليلِ تعريفها و داستانهايی که توسطِ کاروانهای تجاری که از ايران می آمدند و همچنين بدليلِ وجودِ خائنی بنامِ سلمانِ فارسی (روزبهان) که استادِ محمد و طراحِ فلسفهء اسلام و دستِ راستِ محمد بود).

همين پارسیِ مسلمان شده (سلمانِ فارسی)، مردی تحصيلکرده و قدرتمند که  بدليلِ دشمنی وانتقامگيری از پادشاهِ وقتِ ايران، هميارِ محمد شده و داستانهای پارسی را بنامِ وحی بقلم آورد و نامِ آنرا قرآن ناميد را ميتوان براحتی ثابت کرد و خودِ اعرابِ آنزمان نيز به اين حقيقت پی برده بودند:

در جنگِ خيبر، وقتيکه قريشيها همراه با متحدينِ خود مدينه را تصرف کردند، مسلمانان با کندنِ خندقی که تا آنزمان برای اعراب ناشناخته بود و از روشهای جنگی- دفاعیِ پارسيان بود، از مدينه دفاع کردند.

همچنين به توصيه سلمانِ فارسی، در جنگ عليهِ قبيلهء طائف، از فلاخن ( سنگ قلاب يا قلاب سنگ) استفاده کردند.

همينها بخشی از دلايلی بودند که اعرابِ مخالفِ محمد، او را متهم ميکردند که بسياری از روشهای جنگی وگفته های محمد، نقلِ قول از داستانهای پارسيان از زبانِ سلمانِ فارسی ميباشد:

سوره (16) نحل، آيه 103:  ما ميدانيم که بعضی ميگويند اين سخنان را ديگری بتو آموخته و زبانِ کسيرا که آنها منظور دارند عجمی ( منظور در اينجا پارسی است) ميباشد، در حاليکه کتابِ تو عربی است.

(  اين آيه بخوبی نشان ميدهد که يکی از يارانِ محمد ( سلمان) پارسی بوده وچون بسياری از عربهای آنزمان با بسياری از داستانهای پارسيان آشنا بودند، وقتی اين داستانها را  محمد بنامِ وحی نازل ميکرد، عربها ريشه آنها را ميشناختند.)

 يکی ديگر از دلايلِ مهم اينست که عبدالله بن ابی سرح، که از صحابهء خاصِ محمد و از کاتبينِ وحیِ اللهی بود، جزوِ اولين کسانی بود که اصالتِ آياتِ قرآنی را موردِ ترديد قرار داد، زيرا شخصاً چندين بار در متنِ آياتی از قرآن، تغييراتی ايجاد کرد که موردِ پذيرشِ محمد واقع گرديدند:

از مهمترينِ اين تغييرات ميتوان از اضافه کردنِ فتبارک الله احسن الخالقين ( سوره 23 مومن، پايانِ آيه 14 ) نام برد.

عبدالله بن ابی سرح، بلافاصله بعد از يقين از شخصی نويس بودنِ قرآن ( غيرِ آسمانی بودنِ آن) اسلام را ترک گفت ومحمد نيز سراسيمه فتوای قتلش را صادر کرد.

همين آگاهیِ بسياری از اعراب از دست نويس بودن (و نه آسمانی بودن) قرآن با استفاده از افسانه های پارسيان و به کمکِ سلمانِ فارسی ، نکاتی بودند که موجبِ تنفر ودشمنیِ بيش از حدِ رهبرانِ آغازينِ مسلمانان (از محمد تا خليفه ها و امامان) نسبت به پارسيان گرديد و به همين دليل، دستوراتِ خاصی را برای نابودیِ ايرانيان صادر کردند ( حديث):

1- علی(ع) به حسن وحسين هنگامِ رفتن به جنگِ نيشاپور گفت: از ايرانی بترسيد و تا ميتوانيد آنها را بکشيد، که اگر سر بلند کنند، همه ما را خواهند کشت.

2- معاويه به زيادبن ابيد ميگويد: مردمِ ايران را بايد دستگير کرد، بايد خوار و زبون کرد و همانطور که عمر فرموده، بايد آنها را چنان در هم کوبيد که هرگز نتوانند سر بردارند؛  ايرانيان را بايد به نوکری و بندگی گرفت و کارهای سخت به آنها واگذار کرد؛  ايرانی بايد هميشه در پشتِ سرِ عرب باشد و يادت نرود که اين فرمانِ خليفهء مسلمين ، عمر است.

3- عمر به سعد ابن وقاص ميگويد: هيچ ايرانی را دستگير نکن و تا ميتوانی همهء آنها را از دمِ تيغ بگذران؛   زنده ماندنِ ايرانی يعنی نابودیِ ما، پس همه شهرهايشان را ويران کن وبخصوص هيچ کتابخانه ای را باز نگذار و همه دفترها وکتابها را به آتش بسپار ( برگرفته از کتابِ فرهنگِ واژه های تازی به پارسی، جلدِ اول، صفحه 35).

4- حسين بن علی، امامِ سومِ شيعيان ميگويد: ما از تبارِ قريش هستيم و از ايرانيان برتريم و هواخواهانِ ما عرب و دشمنانِ ما ايرانی هستند؛  هر عربی از هر ايرانی بهتر  و بالاتر و هر ايرانی از دشمنانِ ما هم بدتر است و بايد ايرانيها را دستگير و به مدينه آورد و زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگی وغلامیِ اعراب گماشت ( متن از کتابِ سفينته البحار ومدينه الاثار، صفحه 164، از حاج شيخ عباسِ قمی).

( چاهی مکن بهرِ کسی، اول خودت، آخر کسی: و ديديم عاقبتِ حسين را که با چه خفتی ، همراه با خانواده اش در کربلا کشته شد).

در پايانِ اين بخش لازم به اشاره است که همانطور که در ابتدا گفتم، قرآن  کتابی است که از ديگر اديان و سنتها رونوشت برداری شده.

 رونوشت برداریِ اسلام وقرآن از افسانه های يهوديان، به کمکِ رهبرانِ قبيله های يهودیِ مستقر در عربستان، که محمد در آغاز برای پيشبردِ مقاصدش با آنها دستِ دوستی داده بود و سپس بعد از به قدرت رسيدنش همه را قتلِ عام کرد، داستانی بس طولانی دارد

با سپاز از دکتر عبدالرضا حيدری  برگرفته از- کتاب جادوی سياه


Time line:

History of Iran starts 2500 years before Christ .

1160 years later Muslims occupied land of nobles, for over 1400 Iranians fought to deport the occupiers.

33 years ago they re-occupied our homeland. The Renaissance is on its way..!


Persian Kings

Cyrus 559-530 BC -29 years
Cambyses 530 BC -522 8 years
Darius 521-486 BC -35years
Xerxes 486-465 BC -21 years

       
 
It is up to the people of Iran, to form powerful resistance preventing dictatorship We believe that as long as there are people living in Iran, it is our responsibility to resist the injustice.

بر اين باور هستيم تا زمانی که در ايران زندگی هست، مسئوليت ما است تا در مقابل نا برابری ها مقاومت کنيم
We pledge alliance, with those who voice against religious regimes, terror, and welcome secularism, separation of religion and the state, we seek freedom and peace!
Home | Questions... | Mission | Before Islam | After Islam | After 1979 | History | Food for thought...| Koranic Verses| Cultural Rejuvenation-shafa | Salman Parsi & Mohammad -by shafa | What we support | Contact us
| N | O | , | T | O | , | R | E | L | I | G | I | O | N |