ColumView


TopBridge 
   

History Truths...

1400 years, Iran
Select click, browse Categories above contains essential reading. Submenu are opened for your convenience

If you encountered any broken link(s) or errors messages, please please to to contact and e-mail us with the link address or error message. This is not site e-mail please use for error messages only! Some Files requires Adobe Acrobat Reader, to download click Powered by: Direcconnect

حسين فاطمی
و روزنامه کيهان

رونوشتی از نامه سر گشاده ای که توسط شخصی که من ايشان را « ن. ف » خواهم خواند بدستم رسيد که به روزنامه کيهان نوشته شده است.

در ابتدا مطالبی در مورد مرگ هوشنگ وزيری نوشته که از آن می گذريم. قسمت اصلی نامه مربوط به عليمحمد (شاهين) فاطمی است که عينا رونويس می شود:
«… آميزش کيهان و شاهين فاطمی مايه بسی تعجب و اشکال است اين تعامل و تفاهم نامانوس اين پرسش را به ميان می کشد چرا در اين مقطع زمانی با دچار بودن کشور به اين مصيبت ها و گرفتاری های کلان چنين انتخاب و يا تمسکی صورت می گيرد؟ آيا با تمسک به اين ريسمان های باريک و پوسيده که معلوم نيست سر آن بکجا پيوند دارد ميتوان بيژن را از چاه بيرون کشيد؟

مگر سيد شاهين فاطمی با غيبت پنجاه ساله از ايران قادر است بر امواج انديشده و تفکر نسل جوان فعلی اثر بگذارد، تا جهت وافق فکری آنها را عوض نمايد
آقای مصباح زاده خدای نخواسته فراموش نمی فرمايند آقای فاطمی مقاله پرداز جديد جريده کيهان در طول سالهای سال گذشته همواره با توسل و اعتقاد بر رسالت باصطللاح!! تاريخی و نجات بخش رفيق رهبرانش استالين، خروشچف، و برژنف و ... چه ضايعات جبران نا پذيری به کشور وارد کرد او با يک دستش با شيوه قلم و با دست ديگرش با تيشه بر ريشه و بنياد مملکت و حکومت می زد. حاليا او با چه رنگ و روئی قادر خواهد بود در نجات مملکت شرافتمندانه با ديگر وطن پرستان منجمله روزنامه نگاران قدم بردارد؟؟ چه اطمينانی می دهد که راه او فقط به تهران منتهی خواهد بود و احيانا بزرگ ويراژ هائی قبل و بعد از مقصد در دستور العمل و مخيله او تعبيه و طراحی نشده! و تکرار حوادث سال های سی تا سی و دو در کار نيست؟

...

اجله اين اجماع تبه کار حسين فاطمی، کريم پورشيرازی و.. صاحبان مسئولين جرايد فحاشگر و پرخاشجوی آن زمان نظير باختر امروز و شورش... بودند. آنها راه ترقی و تعالی خود را در خدمت به آرمان های کمونيستی و اهانت به مقدسات مملکت و دشمنی فزون از حد عليه نظام سلطنت و دامن زدند به حرکتهای خشونت آميز حزب ننگين توده ميدانستند. اين جماعت سر سپرده قهرمانان پيروزمند پيکار نفتی ايران و انگليس را از صحنه عمل خارج می کنند و بالاتر از آن بطور وضوح اخذ تصميم و اراده رااز دکتر مصدت در بعضی موارت سس و در پاره ای ای جهات سلب می نمايند، بين او و سرلشگر زاهدی تعمدا نفاق می افکنند و او را از پست حساس وزارت کشور معزول می کنند و آشوب را تا آنجا ادامه ميدهند تا زاهدی را بازداشت و مقيد به تحصن در مجلس می کنند، چرا؟ برای اينکه زاهدی سربازيست وطنپرست و سدی بزرگ در راه تحقق پيروزی کمونيست ها.

سيد ابوالقاسم کاشانی رئيس وقت مجلس و يار قديم مصدق را هم از او بری ميسازند. چرا؟ برای اينکه سيد با مکتب سرخ گراها سر سازگاری و تفاهم ندارد و او را با مرام بلشويکی کاری نيست.

مصدق زبردست در ابتدا بر آن بود برای خدمت به مملکت برگرده اين فعالين سياسی سوار شود تا آرمانهای ملی و صادقانه اش را عملی سازد ولی اينک خود در طرفند اين عناصر گرفتار آمده و شيرازه امور از دستش گريخته است.

بهرام که گور گرفتی همه عمر ديدی که چگونه گور بهرام گرفت
اين ياران بد تر از دشمن آنقدر بی محابا «رفيق تازی» می کنند تا سر انجام دولت مصدق را به سقوط آنچنانی می کشانند ودر نتيجه عملشان آنچنان جراحتی سهمگين بر پيکر اتحاد ملت بجا ميگذارند که زخم آن هنوز و هنوز التيام نيافته است.

سقوط دکتر مصدق پايان کار استالين گرا ها نيست، چراغ راه حسين فاطمی را برادر زاده اش سيد علیمحمد فاطمی نائينی (شاهين امروز) بر ميدارد و "دو ماراتنی" خود را آغاز می کند. اين تازه وارد به التزام رکاب اسکندری ها، کشاورز ها، طبری ها و.. و در می آيد و در خدمت اينان رکاب بسيار ميزند همراه با همگنان کنفدراسيونی به تلاش های مذبوحانه و ضد ملی می پردازد. دوشا دوش با صادق قطب زاده زمين و آسمان را عليه مصالح مملکت پر از گرد وخاک می کنند، در اقداماتی خصمانه بهر کجا که شاه فقيد قدم می گذارد بهمراه ماجرا جويان کنفدراسيونی روی با آنجا می آورند و بهر اهانت ناروا نسبت به او و شئونات مملکت دست می آزند. در آمريکا در جلو کاخ سفيد سرشک از ديدگان شاه و ديگران جاری می سازند، خلاصه اينکه کمر به نابودی کشور و خدمت به بيگانه می بندند و از قبول هر ننگی ابا ندارند.

بعد ها انقلاب اسلامی پيش می آيد، صادق قطب زاده (وزير خارجه جمهوری اسلامی) سيد محمد علی فاطمی نائينی را به فراموشی ميسپارد و جاه و منصبی باو مرحمت نمی شود، چرا عمويش ديگر راهگشای راه تاريکش نيست و بايستی طريق ديگری برای خروج از اين بن بست پيدا کند، راهی آمريکا می شود و با آب رودخانه می سی سی پی تن خويش را تطهير می کند و داغ داس و چکش را از تارک خود بر ميدارد و آرم شاهين را بجای آن حک می سازد (مرحبا زهی با ين پوست و تارک) و حتی نام محمد علی يا علی محمد را هم از خود بر می دارد. عنقريب در آشفته بازار سياست روز خود را به دکتر علی امينی نزديک مینمايد و از وجود يک قرابت سببی ناچيزی با اين رجل سياسی سوء استفاده می کند و در جبهه نجات دکتر امينی با ظاهری دمکرات به همکاری آتش افروزانه مشغول می شود. اسلام کاظميه ورفيق ديرين شاهين دست بخود کشی می زند و ديگرياران کاظميه "جبهه نجات" را ترک می گويند و پس از مدتی کوتاه لاجرم عمر اين تشکيلات به پايان می رسد و سيد شاهين فاطمی «جبهه نجات» را در کنار پياده رو خيابان فرانکلن پاريس ذبح و مدفون میکند اما تريبون جبهه را که زير نام «هفته نامه ايران و جهان و ملزومات آن خلاصه می شد» به عنوان حق ريشه و تيول خود در می آورد تا آنرا وسيله ای در باب نزديک شدن و تماس با مراکز اپوزيسيون و گزافه گوئيهايش مورد بهره برداری قرار دهد و در سايه اين تريبون دروغ پرداز خود را مبتکر و مدير محفلهای سياسی نا مرئی در پاريس که هرگز وجود خارجی نداشته اند معرفی می کند و با اين ترتيب و با توسل به اين طرفند ها آرام آرام سر از دفتر شاهزاده رضا پهلوی در می آورد، بدون آنکه کتبا و يا لفظا نسبت به خطا ها و خيانت های خويش در طی ساليان متمادی به مملکت و حکومت از پيشگاه ملت ايران پوزش بخواهد.»

البته ايرادی به آنچه اين ميهن دوست نوشته وارد نيست جز اينکه اشاره ای داشته باشم که توده ای هائی که در اطراف مصدق جمع شده بودند و ظاهرا کشور را بسمت و سوی بلشويک رهنمون بودند همان هائی که مجسمه ها را پائين کشيدند در حقيقت "چپ های سنتی سياه" بودند و نه سرخ، گرچه "چپ های سرخ بلشويکی" هم مترصد بودنداز آب گل آلود ماهی بگيرند.

همانطور که امروز بر ما روشن است نه تنها فاميل سيد کيانوری از طريق همسرش که از خانواده هميشه به فرمان انگليس با اربابان لندن نشين ارتباط داشت بلکه حسين فاطمی همانند بقيه برادرانش همواره از راه روزنامه نگاری با انگليس در ارتباط بوده اند. کسی نيست امروز سئوال کند آقای شاهين فاطمی که برای يک سفر از پاريس به واشنگتن تجاهل به نداشتن هزينه سفر می کند سئوال کند؛ شما که اينقدر بی بضاعت هستيد هزينه تار نمای عريض و طويل "ايران و جهان" را چه کسی می پردازد. امداد های غيبی؟؟!

گذشته از آن نويسنده فراموش می کند که آقای مصباح زاده و آقای عليمحمد فاطمی از ياران قديم هستند وآقای شاهين (عليمحمد) نويسنده جديد کيهان نيست و اين ارتباط سابقه طولانی دارد. بهمين دليل هم تصور نمی کنم چنين مطلبی را که از نظر آقای مصباح زاده يک نوع تف سر بالا است در روزنامه اش چاپ کرده باشد.

ح-ک
دسامبر 22- 2004
دوم ديماه 1383 =2563

Time line:

History of Iran starts 2500 years before Christ .

1160 years later Muslims occupied land of nobles, for over 1400 Iranians fought to deport the occupiers.

33 years ago they re-occupied our homeland. The Renaissance is on its way..!


Persian Kings

Cyrus 559-530 BC -29 years
Cambyses 530 BC -522 8 years
Darius 521-486 BC -35years
Xerxes 486-465 BC -21 years

       
 
It is up to the people of Iran, to form powerful resistance preventing dictatorship We believe that as long as there are people living in Iran, it is our responsibility to resist the injustice.

بر اين باور هستيم تا زمانی که در ايران زندگی هست، مسئوليت ما است تا در مقابل نا برابری ها مقاومت کنيم
We pledge alliance, with those who voice against religious regimes, terror, and welcome secularism, separation of religion and the state, we seek freedom and peace!
Home | Questions... | Mission | Before Islam | After Islam | After 1979 | History | Food for thought...| Koranic Verses| Cultural Rejuvenation-shafa | Salman Parsi & Mohammad -by shafa | What we support | Contact us
| N | O | , | T | O | , | R | E | L | I | G | I | O | N |